امروز با وجود اینکه من و نامزدم خیلی به هم نزدیک شدیم یه کک بی حوصله بودیم. انگاری جفتمون.
رفتیم با هم هیئت و بدون خوردن شام(که اصلا اهلش نیست!!) اومدیم خونه.
دیروزش خونه مادر شوهرم بودیم و با خواهر شوهرم اینا کلی حرف زدیم. و برای اولین بار! من و بدون روسری دید.
و کلی قند تو دلش آب شد.
الهی!
زندگی من...ما را در سایت زندگی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10